قسمتی از لیلی و مجنون اثر نظامی

یک شبی مجنون نمازش راشکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق،آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد برلب درگاه او
پُر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یارب! از چه خوارم کرده ای؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای؟
جام لیلا را به دستم داده ای؟
وندر این بازی شکستم داده ای؟
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم، تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ،  من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا، نشد
گفتم عاقل می شوی، اما نشد
سوختم در حسرت یک یاربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی، ولی
دیدم امشب با منی، گفتم «بلی»
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

Posted in دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

امکان زیر نویس و ترجمه ویدئو ها در یو تیوب

امروز متوجه تغییر جالبی در ویدئوهای یو تیوب شدم.

اگر روی کلید CC زیر ویدئوی در حال پخش کلیک کنید میتوانید حرفهای بیان شده در ویدئو را بصورت زیر نویس بخوانید و یا حتی میتوانید ترجمه فارسی آنرا بصورت زیر نویس ببینید.

هرچند که این امکان جدید راه درازی برای تکامل در پیش دارد ولی امکان فوق العاده جالب و مفیدی است.

Posted in اخبار, علمی و تکتولوژی | دیدگاه‌ها خاموش

مکالمه با یک غرق شده در منجلاب ولایت!

این متن ایملهایی است که این چند روز بایکی از دوستان قدیمی که در حال حاضر در گروه ساندیس خوران غرق در منجلاب ولایت قرار دارد رد و بدل کرده ام.

بدلیل حراست از حریم خصوصی از عنوان کردن اسم این شخص معذورم ولی عینا ایمیلهایی که رد و بدل شده را برای شما کپی کردم و فقط اسامی را با *** عوض کردم.

لطفا از آخر به اول بخوانید!

——————–

از یک ایرانی به یک بسیجی

وطن فروش اون کسی است که برای سیر شدن شکمش حاضر میشه از هر ظلمی حمایت کنه.
تو آنکسی هستی که ندانی و ندانی که ندانی.. بنابراین درجهل مرکب ابدالدهر بمانی گوسفند وار نان به نرخ روز میخوری و نمیدانی که این ماندنی نیست.
یادم هست تو همان کسی بودی که مجلات راه مجاهد رو بین بچه ها فتوکپی میکردی. زمان خاتمی  تو بودی که در ستادش برای مسئول ستاد دم میجنباندی که یک پرس شام اضافه بگیری.

الانم میدونم که مثل خر تو گل زندگی موندی (بدلیل درخواست وامی ۵۰۰هزارتومانی چند ماه قبلت از من) ولی بجای واقع بینی و اینکه از ظلم دور بشی به ظالم چسبیدی و برای لقمه ای نان کمرخدمت خم میکنی جلو هر کسی و ناکسی

آن روز را نزدیک میبینم که در دادگاه عدل ملت محاکمه شوی و مانند اربابان ظالمت به سزای آدمکشی هات برسی.
من مانده ام که اگر این آمریکا و اسرائیل نبودند میخواستی چگونه عدالت خواهی و تظلم ملت زجر کشیده را توجیه کنی. فعلا که بیشترین بهره را تو و امثال تو از وجود اسرائیل و آمریکا میبرید چون وجودتان وابسته به همین دشمن فرضی است.
روزی را میبینم که همه خرافاتتان در آتش پاکی که با خون سهراب ها و نداها شعله ور شده است خواهد سوخت و امیدوارم تورا آنروز در صف ملت ببینم که البته از چون تو نان به نرخ روز و ساندیس به دستی بعید نیست.
اگر واقعا شما پشتوانه مردمی داشتید کل سپاه جورتان را به خیابان نمیآوردید. اگر واقعا ما پشتوانه مردمی نداریم چرا اجازه راهپیمائی به گروه اندک ما نمیدهید؟
به یاد داشته باش که دروغگو ترسوست . کسی که میگوید ۶۳٪آرا را از آن خود کرده نباید خیابان ها را به پادگان تبدیل کند.

و بعنوان آخرین کلمه:
آنگاه که منطق بیجواب ماند شمشیرها برافراخته شد وحماقت ترویج.

——————————————

از یک بسیجی به یک ایرانی
سلام بر وطن فروش معزز ****!!!
بگمانم مزه ی دلارهای خون آلود اربابان آمریکایی صهیونیستیت خیلی بهت مزه کرده که ضمن فربه شدن ظاهری دچار تورم مغزی هم شدی…
البته در قرآن آمده که کفار در لجاجت همسان رهبر و مقتدای خودشون ابلیس هستند و دیدیم که نمرود حتی هنگام مرگ نیز دست از لجاجت و گران سنگی برنداشت… بنابراین از تو به عنوان نوچه و مرید دست میلیونیم اونها چه انتظاری باید داشت…
اینهمه به مملکت ضرر و زیان زدین و خون ها ریختین و مردم رو به هزار درد و مشکل دچار کردین جواب نداد… ضایع و درمانده شدید… باز مثل الاغ و استر لجوج و نافرمان!!! وای که جماعت کوران و کران هم تا امروز چیزهایی از غرور ملی و شجاعت مردم مسلمان این سرزمین درک کردند و شمایان!!!، نان خورهای اجنبی نفهمیدین… بابا ۲۲بهمن که تو دهنی بزرگی خوردید اگه روز بعد از عاشورا ملت ایران رو درک نکردید…
گُه خور نشدن این روسای بی شرف و حرومزادتون… *** بی غیرت… خجالت بکش… یه سری به تاریخ بزن و عبرت بگیر… تا دیر نشده آدم شو… آخه الاغ تاریخ رو برای امثال تو نوشتن… مرد باش و دست از هوس بردار!!! والسلام و علی عباد الله الصالحین

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و جعلنا من خیر انصاره اعوانه و المستشهدین بین یدیه….

***

———————————————

از یک ایرانی به یک بسیجی!

Subject: Re: خبر خوش احمدی نژاد برای ایرانی ها

مزدوران نان به نرخ روز خور بدانند که دستشان به خون بیگناهانی که توسط رژیم متبوعشان به شهادت رسیده اند٬ آلوده است.
این پل هم به سرنوشت قطار اصفهان شیراز دچارخواهد شد و بجز برباد دادن ثروت ایرانیان هیچ دستاوردی نخواهد داشت.
قابل توجه برادر عرزشی! ***

————————————-
از یک بسیجی به یک ایرانی
- خبر بد احمدی نژاد برای اماراتی ها
“پل خلیج فارس” در کشاکش عزم دولت ایران و کارشکنی لابی امارات
در روز پنجم فروردین سال ۱۳۵۴ ، استاندار وقت استان هرمزگان اعلام کرد:” جزیره قشم ، که بزرگترین جزیره خلیج فارس است با نصب یک پل به هرمزگان متصل می شود.”
“پل خلیج فارس” ؛ بی گمان هیچ کس در این دنیا به اندازه اماراتی ها از شنیدن این نام دچار استرس نشده است ؛ البته نه فقط به دلیل نام “خلیج فارس” که بیشتر به خاطر پلی که قرار است قشم را به بندعباس متصل کند.

به گزارش عصرایران ، محمود احمدی نژاد ، رئیس جمهور ، در سفر استانی خود به هرمزگان ، خبر نهایی شدن احداث پل “خلیج فارس” را زسماً اعلام کرد و بدین ترتیب انتظار می رود سال ۱۳۸۹ ، عملیات احداث این پل آغاز شود ؛ عملیاتی که طی آن نه فقط با مشکلات فنی و مالی ، که باید با لابی اماراتی ها نیز در افتاد ؛ کاری که گویا دولت دهم در خود توانش را سراغ دارد.

ماجرا از چه قرار است؟

این قصه ، سر دراز دارد اما خلاصه و مختصر و مفیدش این است: در حال حاضر ، بنادر جنوبی کشور تنها می توانند کشتی هایی با ظرفیت حداکثر ۱۰۰ هزار تن را پذیرش کنند . این در حالی است که در خطوط کشتیرانی جهان ، بسیاری از کشتی ها ، با ظرفیت های بسیار بیش از این -که بعضاً به ۲۵۰ هزار تن می رسند- تردد می کنند و اتفاقاً بخش عمده ای از تجارت بین الملل نیز بر محور این کشتی هاست.

توسعه نیافتگی بنادر ایران در پذیرش کشتی های غول پیکر ، جشن مدام اماراتی هاست زیرا آنها توانسته اند در سال های گذشته ظرفیت بنادر خود را گسترش دهند به گونه ای که کشتی های ۲۵۰ هزار تنی به راحتی در بنادر امارات مانند جبل علی و فجیره ، پهلو می گیرند.

این وضعیت باعث می شود بسیاری از کشتی های خارجی که کالاهایی به مقصد ایران حمل می کنند ، به جای پهلو گرفتن در بنادر جنوبی ایران ، راهی اسکله های اماراتی شوند تا در آنجا پس از تخلیه بار ، محموله ها، مجدداً با کشتی های کوچکتر به ایران ارسال گردد.

همچنین بسیاری از کالاهای صادراتی ایرانی هم برای بار شدن بر کشتی های بالای ۱۰۰ هزار تن ، ابتدا به امارات می روند و از آنجا در قالب صادرات مجدد امارات، راهی نقاط مختلف جهان می شوند.

گذشته از این مورد ، کشتی های عظیم الجثه باربری که در منطقه تنگه هرمز و خلیج فارس تردد می کنند برای خدمات بندری مانند سوخت گیری ، به جای آن که به بنادر ایران مراجعه کنند (که از نظر مسافت نیز مقرون به صرفه تر است) ناچار به بندرهای عربی می روند.

برخی آمارها حاکی از ان است که امارات تنها از رهگذر ارائه خدمات بندری به کشتی ها ، سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار درآمد دارد ، درآمدی که می توانست نصیب ایران شود و به آبادانی جنوب کشور کمک کند.

این پروسه ، یک درآمد دائمی ، بدون دردسر و البته فوق العاده را برای اماراتی ها رقم زده است و لذا هر اتفاقی که بتواند لطمه ای به این “درآمد رویایی” بزند ، حکم یک خبر فوق العاده بد را برای آنان خواهد داشت.

نقش پل خلیج فارس در این ماجرا

واقعیت این است که بسیاری از سواحل جنوبی ایران نه تنها اکنون توانایی پذیرش کشتی های بالای ۱۰۰ هزار تنی را ندارند بلکه در آینده نیز به دلیل مشکلات فنی ، محدودیت های محیطی (مانند عمق آب در بنادر) و برخی مسائل مالی ، این امکان را نخواهند داشت.

طبیعتاً نمی توان تا دراز مدت ، به امارات پول های کلان تزریق کرد و به آن وابسته بود.
در چنین شرایطی ، سواحل جزیره قشم ، با عمق حدود ۴۰ متر در برخی نقاط ، این امکان را می دهد که ایران نیز اسکله ای مطابق با استانداردهای روز دنیا برای پذیرش کشتی های فوق سنگین در آن احداث کند.
با احداث این بندرگاه عظیم در قشم ، کشتی های حامل کالاها (به ایران – از ایران) به جای رفتن به بنادر دورتر جنوب خلیج فارس ، در قشم پهلو می گیرند.
به گزارش عصرایران ، این مساله باعث می شود پولی که اماراتی ها از بابت پذیرش کشتی ها و انبارداری و دیگر امور از ایرانی ها می گیرند ، از پروسه تجارت خارجی ایران حذف شود به گونه ای که برخی برآوردها حتی از صرفه جویی ۳۰ درصدی در هزینه ورود کالا به ایران خبر می دهند ؛ معنای دیگر این سخن ارزان تر شدن قیمت کالاها در بازار ایران است.

به علاوه کشتی های گذری نیز ترجیح خواهند داد به جای رفتن به سواحل دور دست امارات ، در همان وسط دریا و در جزیره قشم ، سوخت گیری کنند و خدمات بندری دریافت نمایند.

بدیهی است که هیچ کدام از این اتفاقات نمی تواند برای اماراتی ها خوشایند باشد ،به ویژه آن که به یاد بیاوریم بخش عمده ای از فعالیت های بندری این کشور کوچک ، مستقیم یا غیر مستقیم به ایران مربوط است.

اما احداث بندرگاه در قشم ، فقط نیمی از راه حل است و نیم دیگر ، به همین پل خلیج فارس مربوط می شود.
فراموش نکنیم که قشم یک جزیره است و اگر به سرزمین اصلی وصل نشود ، همه کالاهای تخلیه شده در آن ، ناگزیر باید بر کشتی های کوچک تر بار و به بنادر جنوب ایران منتقل شود.
اما پل خلیج فارس ، که دارای مسیر رفت و برگشت قطار نیز خواهد بود ، این امکان را فراهم می آورد که محموله های تخلیه شده در قشم ، به سرعت وارد ناوگان حمل و نقل جاده ای و ریلی ایران قرار بگیرد و با سرعت فراوان به مقصد نهایی در اقصی نقاط کشور برسد و متقابلاً محصولات صادراتی ایران نیز با سرعت و سهولت به ترمینال دریایی صادرات می رسد.

گفته می شود با راه اندازی این پل ، سرعت انتقال کالا به ایران و از ایران ، تا ۴۰ درصد بهبود می یابد.

از اینها گذشته ، چون احداث بندر در قشم نیاز به سرمایه گذاری کلان دارد ، کمتر سرمایه گذاری حاضر می شود بدون وجود پل ، در اسکله سرمایه گذاری کند زیرا این پل است که بندرگاه را رونق و سرعت می بخشد و با گردش سرمایه ، بازگشت سرمایه و سود را تضمین می کند.

از دهه ۵۰ تا امروز

در سال ۱۳۵۱ دولت وقت تصمیم گرفت نخستین بندر آزاد تجاری ایران در جزیره قشم ایجاد شود. در اولین گام ، تصمیم گرفته شد با ایجاد یک پل سنگی از ناحیه ” لافت” که در میانه شمالی جزیره است و تا ساحل مقابل ۲ کیلومتر فاصله دارد،ارتباط زمینی بین قشم و سواحل جنوبی ایران برقرار شده و جزیره قشم به یک مرکز بزرگ توریستی و تجاری بزرگ در دهانه خلیج فارس و تنگه هرمز مبدل شود.

در روز پنجم فروردین سال ۱۳۵۴ ، استاندار وقت استان هرمزگان اعلام کرد:” جزیره قشم ، که بزرگترین جزیره خلیج فارس است ، به صورت بندر آزاد در می آید و با نصب یک پل ، ارتباط زمینی با آن برقرار می شود.” (سایت منطقه آزاد قشم)

با این حال ، چنین اتفاقی رخ نداد و با وقوع انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی ، این پروژه به تأخیر افتاد .
در سال ۱۳۶۹ که جنگ به تازگی تمام شده بود ، قشم منطقه آزاد تجاری و صنعتی اعلام شد و آرام آرام رو به توسعه گذاشت و در همان اوائل کار ، بار دیگر زمزمه طرح احداث پل مطرح شد اما در حد حرف ماند.

برخی منابع معتقدند که در تاخیر این پروژه ، نباید نقش لابی اماراتی ها را نادیده گرفت که با اعمال نفوذ خود از طریق برخی افراد که منافع شان در رونق اقتصادی امارات است ، سعی در توقف یا تعلیق احداث این پل را دارند.

این بار چه می شود؟

این پل ، در واقع “دروازه نوین تجاری ایران” خواهد بود ، مشروط بر این که با ساخت و توسعه اسکله پذیرش کشتی های ۲۵۰ هزار تنی و بالاتر همراه باشد چرا که در واقع پل و اسکله مکمل یکدیگرند.

اما پرسش اساسی این است که این بار چه می شود؟ آیا این پروژه ۶۰۰ میلیون یورویی ، با قاطعیت و صلابت پیش می رود یا آن که به نفع اماراتی ها ، پرونده احداث ان ، همچنان خاک خواهد خورد؟

گفته می شود محمود احمدی نژاد ، شخصاً بر احداث این پل تأکید دارد ؛ اگر این عزم واقعی باشد و محقق شود ، از احداث پل خلیج فارس می توان به عنوان یکی از بزرگ ترین خدمات دولت دهم به تاریخ ایران یاد کرد.
منتظر سال ۱۳۹۲ می مانیم ، سالی که وعده داده اند پل خلیج فارس در میان شادی ایرانیان افتتاح شود.

Posted in سرگرمی | دیدگاه‌ها خاموش

دفتر مکارم شیرازی صدور فتوای اعدام را تکذیب کرد.

به نقل از وب سایت رادیو فردا:

http://www.radiofarda.com/archive/news/20100304/143/143.html?id=1973993

بخش دفتر میهمانان در سایت رسمی آیت‌الله مکارم شیرازی، از مراجع تقلید قم، در پاسخ به پرسشی در مورد معتبر یا غیرمعتبر بودن صدور فتوای اعدام از جانب وی در مورد یک فعال دانشجویی، نوشت : «مطلقاً چنین فتوایی درباره‌ی چنین اشخاصی» صادر نشده است.

پیشتر برخی سایت‌های خبری گزارش داده بودند که حکم اعدام محمد امین ولیان، دانشجوی ۲۰ ساله ی دانشگاه دامغان، با استناد به سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی در خصوص محارب بودن حرمت‌شکنان روز عاشورا صادر شده است.

سایت آیت‌الله مکارم شیرازی در ادامه‌ی پاسخ خود از لزوم «عفو جوانانی که تحت تأثیر هیجانات خاصی دست به بعضی خشونت‌ها زده‌اند» نیز سخن به میان آورده است.

Posted in اخبار | دیدگاه‌ها خاموش

تجمع دانشجویان ایرانی و آزدادیخواه دانشگاه مک مستر کانادا در حمایت از راهپیمائی روز ۲۲ بهمن جنبش سبز

دانشجویان ایرانی و دیگر دانشجویان طرفدار آزادی در دانشگاه مک مستر کانادا امروز از ساعت ۹ صبح تا چهار بعد از ظهر در استیودنت سنتر دانشگاه گرد هم می آیند تا ضمن اعلام حمایت از راهپیمائی آزادیخواهانه و حق طلبانه جنبش سبز ملت ایران در روز ۲۲ بهمن ٬ مراسم ویژه ای را برگذار کنند.
جامعه دانشجویان ایرانی دانشگاه مک مستر از همه دوستانی که در همیلتون یا شهرهای اطراف زندگی میکنند دعوت میکند تا در این مراسم حضور بهم رسانند تا برنامه ای قوی و تاثیرگذار برگذار گردد.

Posted in اخبار, سیاست | دیدگاه‌ها خاموش

مقاومت دانشجویان ایرانی دانشگاه مک مستر مانع سخنرانی حامی آمریکائی ا.ن گردید.

درود به همه دانشجویان آزادیخواه ایرانی دانشگاه مک مستر کانادا.
دیشب قرار بود یک سخنرانی به مدت ۳ ساعت توسط Phil Wilayto یکی از به اصطلاح ژورنالیستهای آمریکائی که مثلا طرفدار صلح در خاورمیانه است در مورد ظلم و تحریف صورت گرفته توسط مطبوعات غربی علیه جمهوری اسلامی برگزار گردد.
پس از کسب اطلاع از این سخنرانی و با تحقیقی که توسط بقیه دانشجویان سبز ایرانی دانشگاه مک مستر صورت گرفت ٬ مشخص گردید که نامبرده تا کنون فقط سفری ده روزه به دعوت دولت کودتا به ایران داشته و همچنین نامبرده یکی از شرکت کنندگان در مهمانی ناهار ا.ن در نیویورک بوده است. او همچنین یکی از حامیان حکومت های پوسیده کمونیستی آمریکای جنوبی است.
انجمن دانشجویان ایرانی مک مستر در ابتدا سعی کرد با این شخص تماس برقرار کند و از او بخواهد بدلیل اقدامات ددمنشانه دولت کودتا از این سخنرانی منصرف شود و حتی به او گفته شد که اگر میخواهد از تاریخ و پیشینه تمدن ایران صحبت کند ٬ نباید از دولت کودتا حمایت کند و باید اقدامات تروریستی دولت را محکوم نماید که این قضیه با مخالفت او روبرو شد.
بنابراین طی جلسه ای٬ اعضای انجمن دانشجویان ایرانی مک مستر تصمیم گرفتند که با بایکوت این مراسم نسبت به شرکت اعتراضی در حاشیه این سخنرانی اقدام کنند و حتی بروشورهایی تهیه گردید که سابقه این شخص در حمایت از دولتهای غیر مردمی و دیکتاتورها و همچنین جنایت هاییی که توسط رژیم اسلامی نسبت به مردم بی دفاع ایران انجام شده در مراسم سخنرانی پخش گردد.
پس از این اقدامات و با ایستادگی دانشجویان ایرانی دیشب این مراسم برگزار نگردید.
جا دارد این پیروزی را به همه آزادیخواهان ایرانی تبریک بگویم.
ما بیشماریم.

Posted in اخبار, سیاست | دیدگاه‌ها خاموش

چکامه ی چکاوک

ایوان گل Ivan Goll – مترجم: حسین منصوری

• ای پرنده ی کوچک
که جلوه ات خریداری ندارد
و لابلای درختان بی برگ پنهانی
تنها تویی که مرا با آوازهایت قوت قلب می بخشی …

برگرفته از سایت اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

به درگاه خدایان بیشماری سجده برده ام
تا برکت تمنا کنم.
مشعل ایمان افروخته ام
برنج فروتنی خورده ام
بره ی طاعت بر مذبح نشانده ام
به روزهای غم انگیز روزه گرفته ام
و در آستانه ی فصل ها رقصیده ام.
هر بار اما
با برآمدن روز حامله
با دهانی تلخ تر
و روانی تشنه تر
از خواب برخاسته ام
و خدایان را به یاری خوانده ام
بی آنکه پاسخی شنیده باشم.

اما تو
آری تنها تو
تویی که لابلای درختانی که خش وُ خش میکنند پنهانی
و جلوه ات خریداری ندارد:
تنها تویی که مرا با آوازهایت قوت قلب می بخشی
تنها تویی که در انتهای شب ایستاده ای وُ در ابتدای روز
تنها تویی که پرچمدار زندگی هستی وُ تسلای مرگ
تنها تویی که بزرگ هستی ای پرنده ی کوچک.

سی سال ِ آزگار
یازده هزار بار
در حجره ای تاریک نشستم
با چشمانی تهی از خواب وُ گوشهایی آکنده از تمامی رنج های جهان.
خاک زرین ستارگان را
از لابلای انگشتان استخوانیم گذردادم
و رد خسته ی انگشتان پاهایم را
به خاک سیاه زمین بخشیدم
و آنگاه
میان خاک و خاک
شعله ی بیهوده سوز قلبم
بسوی آن آسمان آکنده از ابرهای مسدود
تپیدن گرفت.

اما تنها تو
ای پرنده ی کوچک
که جلوه ات خریداری ندارد
و لابلای درختان بی برگ پنهانی
تنها تویی که مرا با آوازهایت قوت قلب می بخشی
در انتهای شب
در ابتدای روز
بزرگ پرچمدار زندگی
تسلای مرگ.

سی سال آزگار چند روز می شود؟
سیصد هزار روز یا سه روز؟
حساب انسان ها
پس از سپری گردیدن آن زمان دراز دراز دراز کوتاه
بر اساس شمارش معشوقه ها وُ جنگ ها وُ سفرهای دریایی وُ
پادشاهان به دار آویخته شده وُ تابستان های از دست رفته وُ
آمد وُشد شهاب ها وُ تعداد مرده ها استوار می گردد

اما تو
تنها تو
ای پرنده ی کوچک
که جلوه ات خریداری ندارد
و لابلای درختان پرشکوفه پنهان هستی
تنها تویی که آوازهایت را شمارش نمی کنی
تنها تویی که در انتهای شب می خوانی وُ در ابتدای روز
پرچمدار بزرگ زندگی
تسلای مرگ.

اما خدایان می میرند
آسمان ها می پوسند
محراب ها خزه پوش فراموشی می شوند
ستون های مغرور سنگ ریزه سریز می کنند
لبخند انسان ها بر گونه هاشان زنگ می زند
نفس هاشان کپک می بندد
کلیه های از کار افتاده شان به چرک نفرت می نشیند
شهرهاشان به بارانی شسته می شوند وُ ناپدید می گردند
حتی تخته سنگ جلجتا شکاف برمی دارد وُ نگونسار می شود

اما تنها تو
ای پرنده ی کوچک
که جلوه ات خریداری ندارد
و لابلای درختان تبردیده پنهان هستی:
تنها تویی
که آوازهایت را همچنان می خوانی و می خوانی.

باشد که به ساعت پنج صبح
در انتهای تمامی شب ها
و در ابتدای تمامی روزها
تمام شوم وُ تنها تو ای چکاوک
در رثایم
گریه سردهی!

Posted in روزمرگی | دیدگاه‌ها خاموش

قوطی!

بعضی وقتها با خودم فکر میکنم چه خوب بود آدم یک قوطی جادویی بهمراه داشت.
اگر میتوانست فکرهایی که درست نیستند یا حرفهاییی را که نباید بر زبان بیاورد را در آن قوطی بگذارد و بر اثر عوامل جادوئی قوطی نابود سازد زندگی زیبایی خواهد داشت.
چند روز پیش یکی از همسایه ها با نصب تابلوی برای فروش خانه خود اعلام آمادگی کرد. من وهمسرم نیز برای اینکه کمی پول اضافه داریم و وضعیت وامهای بانکی کانادا هم در حال حاضر خوب است و بهره ها پایین است به قصد خرید ٬ از صاحب خانه وقت گرفتیم و به دیدن خانه رفتیم.
خانه خیلی شبیه خانه خودمان بود ولی دیدن یک وسیله در آن خانه توجه مرا جلب کرد.
در آشپزخانه و زیر سینک ظرفشوئی جایی که قرار بود مجرای خروج آب باشد٬ دستگاهی قرار داشت که میتوانست زباله های غذائی با به قول اینوری ها سبز را آسیاب کند و بعد از مخلوط کردن با آب به فاضلاب بفرستد. دهانه چاهک کمی بزرگتر از چاهکهای معمولی سینکهای ظرفشوئی بود و یک شاسی در کنار شیر ظرفشوئی به این دستگاه دستور کار میداد. به این صورت که بعد از اینکه شما زباله های غذائی که خود در اکثر مواقع باعث بوجود آمدن بوی تعفن میشوند را در درون چاهک ریخته و با فشار شاسی تمامی زباله ها آسیاب شده و با آب مخلوط شده و به فاضلاب فرستاده میشود.
این دستگاه ذهن مرا مشغول کرده است. با خودم فکر میکنم که کاش ما انسانها نیز به چنین دستگاهی مجهز بودیم. بجای در سینه نگه داشتن کدورت ها و زشتی ها و بدی ها همه آنها را در آن قوطی ریخته و نابود میکردیم. چرا که اگر قرار باشد با چنین چیزهایی زندگی کنیم نه آسایش برای خود خواهیم داشت نه برای اطرافیان.
واقعا چه خوب بود که اگر قرار بود دروغی بگوئیم قبل از ااینکه به زبان بیاوریم آن را نابود میکردیم.
چه خوب می شد وقتی قرار بود پشت سر کسی بدگوئی کنیم این جملات را درون قوطی جادویی پرتاپ میکردیم تا هیچگاه برزبان نیایند.
من چند روز سعی کردم برای خود یک قوطی مجازی جادوئی تولید کنم.
تا حدودی موفق بوده ام. بدین صورت که قبل از اینکه افرادی را که همیشه مسخره می کردم ٬ مسخره کنم خود را متوقف کنم و این عمل زشت را قبل از ظهور نابود سازم.
یا مثلا قبل از اینکه جواب ایمیل همکارم را که دانسته یا ندانسته مرا مسئول اشتباه خویش معرفی کرده را به تندی و با پرخاش بدهم ٬ این عصبانیت را در قوطی جادوئی انداخته و بعد از مدتی شاهد عذرخواهی همکارم شده ام. اگر در آن لحظه از آن قوطی استفاده نمیکردم معلوم نبود که جواب طرف را چگونه میدهم و به قولی قائله بیخ پیدا میکرد.
بهرحال هرکسی میتواند یک عدد از این قوطی ها را برای خود بسازد و سعی کند که همیشه آن را بکار ببرد. مهم این است که این قوطی هزینه ای برای صاحبش ندارد و تنها چیزی که برای انسان به ارمغان می آورد احساس خوشی است بعد از هربار استفاده.

Posted in روزمرگی | دیدگاه‌ها خاموش

شهیدان با صدای زنده یاد فریدون فروغی

Posted in دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

برادر گام بردار

Posted in دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش