Category Archives: روزمرگی
چکامه ی چکاوک
ایوان گل Ivan Goll – مترجم: حسین منصوری • ای پرنده ی کوچک که جلوه ات خریداری ندارد و لابلای درختان بی برگ پنهانی تنها تویی که مرا با آوازهایت قوت قلب می بخشی … برگرفته از سایت اخبار روز: … Continue reading
قوطی!
بعضی وقتها با خودم فکر میکنم چه خوب بود آدم یک قوطی جادویی بهمراه داشت. اگر میتوانست فکرهایی که درست نیستند یا حرفهاییی را که نباید بر زبان بیاورد را در آن قوطی بگذارد و بر اثر عوامل جادوئی قوطی … Continue reading
یک سلول… یک زندانی… یک خودکار… چند برگ کاغذ… ۱۷ساعت زندگی…
در سلول باز میشود. زندان بان چشم بند زندانی را محکم میکند و آن را چک میکند. در حالیکه پشت گردن زندانی را به پایین فشار میدهد ٬ او را به اتاق بازجویی منتقل میکند. همان صندلی چوبی همیشگی و … Continue reading
روزهای سفید (۳)
احساس خوبی داشتم. پوست بدنم احساس نشاط میکرد. شورت و حوله ام را بر روی شوفاژ که عبارت بود از لوله کلفتی که بشکل U افقی بود و از یک طرف به دیوار زیر پنجره و از طرف دیگر بالای … Continue reading
روزهای سفید! (۲)
روزهای گنگی و بیخبری . روزهایی که مرا بیاد مردن میانداخت. هیچ ارتباطی با دنیای بیرون نداری . هیچ کسی را نمیبینی. حتی بازجویی که هفته ای سه چهار بار با کتک و شکنجه از تو پذیرایی میکند را هم … Continue reading
روزهای سفید!(۱)
حوله را از روی چشمم کنار میزنم . کلافه شدم. بلند میشوم و مینشینم. نگاهی به اطراف می اندازم. هنوز همان طور است. نمیدانم چند روز است که اینجا هستم . به گمانم ۳ ماهی میشود. نمیدانم کی روز است … Continue reading
سران اصلاحات درزندان…
واقعا فکرش را هم نمیتوانستند بکنند. زمانی که اون بالا بالاها بودند و بر اسب مراد یکه تازی میکردند هیچوقت فکر نمیکردند که دراین درگه که گه گه که که و که که شود ناگه نمیتوان از فردا آگه شد. … Continue reading
متنی از نوشته های زنده یاد صادق هدایت
ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی ومرده پرستی و گریه و … Continue reading
به کجا چنین شتابان؟
وقتی درگیر زندگی میشیم … اینقدر سرمون شلوغ میشه که حتی شب قبل از خواب هم وقت نمیکنیم به کارهایی که در روز انجام دادیم فکر کنیم یا با خداوند صحبت کنیم و به اصطلاح دعا کنیم. اصلا دوست ندارم … Continue reading