مکالمه با یک غرق شده در منجلاب ولایت!

این متن ایملهایی است که این چند روز بایکی از دوستان قدیمی که در حال حاضر در گروه ساندیس خوران غرق در منجلاب ولایت قرار دارد رد و بدل کرده ام.

بدلیل حراست از حریم خصوصی از عنوان کردن اسم این شخص معذورم ولی عینا ایمیلهایی که رد و بدل شده را برای شما کپی کردم و فقط اسامی را با *** عوض کردم.

لطفا از آخر به اول بخوانید!

——————–

از یک ایرانی به یک بسیجی

وطن فروش اون کسی است که برای سیر شدن شکمش حاضر میشه از هر ظلمی حمایت کنه.
تو آنکسی هستی که ندانی و ندانی که ندانی.. بنابراین درجهل مرکب ابدالدهر بمانی گوسفند وار نان به نرخ روز میخوری و نمیدانی که این ماندنی نیست.
یادم هست تو همان کسی بودی که مجلات راه مجاهد رو بین بچه ها فتوکپی میکردی. زمان خاتمی  تو بودی که در ستادش برای مسئول ستاد دم میجنباندی که یک پرس شام اضافه بگیری.

الانم میدونم که مثل خر تو گل زندگی موندی (بدلیل درخواست وامی ۵۰۰هزارتومانی چند ماه قبلت از من) ولی بجای واقع بینی و اینکه از ظلم دور بشی به ظالم چسبیدی و برای لقمه ای نان کمرخدمت خم میکنی جلو هر کسی و ناکسی

آن روز را نزدیک میبینم که در دادگاه عدل ملت محاکمه شوی و مانند اربابان ظالمت به سزای آدمکشی هات برسی.
من مانده ام که اگر این آمریکا و اسرائیل نبودند میخواستی چگونه عدالت خواهی و تظلم ملت زجر کشیده را توجیه کنی. فعلا که بیشترین بهره را تو و امثال تو از وجود اسرائیل و آمریکا میبرید چون وجودتان وابسته به همین دشمن فرضی است.
روزی را میبینم که همه خرافاتتان در آتش پاکی که با خون سهراب ها و نداها شعله ور شده است خواهد سوخت و امیدوارم تورا آنروز در صف ملت ببینم که البته از چون تو نان به نرخ روز و ساندیس به دستی بعید نیست.
اگر واقعا شما پشتوانه مردمی داشتید کل سپاه جورتان را به خیابان نمیآوردید. اگر واقعا ما پشتوانه مردمی نداریم چرا اجازه راهپیمائی به گروه اندک ما نمیدهید؟
به یاد داشته باش که دروغگو ترسوست . کسی که میگوید ۶۳٪آرا را از آن خود کرده نباید خیابان ها را به پادگان تبدیل کند.

و بعنوان آخرین کلمه:
آنگاه که منطق بیجواب ماند شمشیرها برافراخته شد وحماقت ترویج.

——————————————

از یک بسیجی به یک ایرانی
سلام بر وطن فروش معزز ****!!!
بگمانم مزه ی دلارهای خون آلود اربابان آمریکایی صهیونیستیت خیلی بهت مزه کرده که ضمن فربه شدن ظاهری دچار تورم مغزی هم شدی…
البته در قرآن آمده که کفار در لجاجت همسان رهبر و مقتدای خودشون ابلیس هستند و دیدیم که نمرود حتی هنگام مرگ نیز دست از لجاجت و گران سنگی برنداشت… بنابراین از تو به عنوان نوچه و مرید دست میلیونیم اونها چه انتظاری باید داشت…
اینهمه به مملکت ضرر و زیان زدین و خون ها ریختین و مردم رو به هزار درد و مشکل دچار کردین جواب نداد… ضایع و درمانده شدید… باز مثل الاغ و استر لجوج و نافرمان!!! وای که جماعت کوران و کران هم تا امروز چیزهایی از غرور ملی و شجاعت مردم مسلمان این سرزمین درک کردند و شمایان!!!، نان خورهای اجنبی نفهمیدین… بابا 22بهمن که تو دهنی بزرگی خوردید اگه روز بعد از عاشورا ملت ایران رو درک نکردید…
گُه خور نشدن این روسای بی شرف و حرومزادتون… *** بی غیرت… خجالت بکش… یه سری به تاریخ بزن و عبرت بگیر… تا دیر نشده آدم شو… آخه الاغ تاریخ رو برای امثال تو نوشتن… مرد باش و دست از هوس بردار!!! والسلام و علی عباد الله الصالحین

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و جعلنا من خیر انصاره اعوانه و المستشهدین بین یدیه….

***

———————————————

از یک ایرانی به یک بسیجی!

Subject: Re: خبر خوش احمدی نژاد برای ایرانی ها

مزدوران نان به نرخ روز خور بدانند که دستشان به خون بیگناهانی که توسط رژيم متبوعشان به شهادت رسیده اند٬ آلوده است.
این پل هم به سرنوشت قطار اصفهان شیراز دچارخواهد شد و بجز برباد دادن ثروت ایرانیان هیچ دستاوردی نخواهد داشت.
قابل توجه برادر عرزشی! ***

————————————-
از یک بسیجی به یک ایرانی
– خبر بد احمدی نژاد برای اماراتی ها
“پل خلیج فارس” در کشاکش عزم دولت ایران و کارشکنی لابی امارات
در روز پنجم فروردین سال 1354 ، استاندار وقت استان هرمزگان اعلام کرد:” جزیره قشم ، که بزرگترین جزیره خلیج فارس است با نصب یک پل به هرمزگان متصل می شود.”
“پل خلیج فارس” ؛ بی گمان هیچ کس در این دنیا به اندازه اماراتی ها از شنیدن این نام دچار استرس نشده است ؛ البته نه فقط به دلیل نام “خلیج فارس” که بیشتر به خاطر پلی که قرار است قشم را به بندعباس متصل کند.

به گزارش عصرایران ، محمود احمدی نژاد ، رئیس جمهور ، در سفر استانی خود به هرمزگان ، خبر نهایی شدن احداث پل “خلیج فارس” را زسماً اعلام کرد و بدین ترتیب انتظار می رود سال 1389 ، عملیات احداث این پل آغاز شود ؛ عملیاتی که طی آن نه فقط با مشکلات فنی و مالی ، که باید با لابی اماراتی ها نیز در افتاد ؛ کاری که گویا دولت دهم در خود توانش را سراغ دارد.

ماجرا از چه قرار است؟

این قصه ، سر دراز دارد اما خلاصه و مختصر و مفیدش این است: در حال حاضر ، بنادر جنوبی کشور تنها می توانند کشتی هایی با ظرفیت حداکثر 100 هزار تن را پذیرش کنند . این در حالی است که در خطوط کشتیرانی جهان ، بسیاری از کشتی ها ، با ظرفیت های بسیار بیش از این -که بعضاً به 250 هزار تن می رسند- تردد می کنند و اتفاقاً بخش عمده ای از تجارت بین الملل نیز بر محور این کشتی هاست.

توسعه نیافتگی بنادر ایران در پذیرش کشتی های غول پیکر ، جشن مدام اماراتی هاست زیرا آنها توانسته اند در سال های گذشته ظرفیت بنادر خود را گسترش دهند به گونه ای که کشتی های 250 هزار تنی به راحتی در بنادر امارات مانند جبل علی و فجیره ، پهلو می گیرند.

این وضعیت باعث می شود بسیاری از کشتی های خارجی که کالاهایی به مقصد ایران حمل می کنند ، به جای پهلو گرفتن در بنادر جنوبی ایران ، راهی اسکله های اماراتی شوند تا در آنجا پس از تخلیه بار ، محموله ها، مجدداً با کشتی های کوچکتر به ایران ارسال گردد.

همچنین بسیاری از کالاهای صادراتی ایرانی هم برای بار شدن بر کشتی های بالای 100 هزار تن ، ابتدا به امارات می روند و از آنجا در قالب صادرات مجدد امارات، راهی نقاط مختلف جهان می شوند.

گذشته از این مورد ، کشتی های عظیم الجثه باربری که در منطقه تنگه هرمز و خلیج فارس تردد می کنند برای خدمات بندری مانند سوخت گیری ، به جای آن که به بنادر ایران مراجعه کنند (که از نظر مسافت نیز مقرون به صرفه تر است) ناچار به بندرهای عربی می روند.

برخی آمارها حاکی از ان است که امارات تنها از رهگذر ارائه خدمات بندری به کشتی ها ، سالانه بیش از 3 میلیارد دلار درآمد دارد ، درآمدی که می توانست نصیب ایران شود و به آبادانی جنوب کشور کمک کند.

این پروسه ، یک درآمد دائمی ، بدون دردسر و البته فوق العاده را برای اماراتی ها رقم زده است و لذا هر اتفاقی که بتواند لطمه ای به این “درآمد رویایی” بزند ، حکم یک خبر فوق العاده بد را برای آنان خواهد داشت.

نقش پل خلیج فارس در این ماجرا

واقعیت این است که بسیاری از سواحل جنوبی ایران نه تنها اکنون توانایی پذیرش کشتی های بالای 100 هزار تنی را ندارند بلکه در آینده نیز به دلیل مشکلات فنی ، محدودیت های محیطی (مانند عمق آب در بنادر) و برخی مسائل مالی ، این امکان را نخواهند داشت.

طبیعتاً نمی توان تا دراز مدت ، به امارات پول های کلان تزریق کرد و به آن وابسته بود.
در چنین شرایطی ، سواحل جزیره قشم ، با عمق حدود 40 متر در برخی نقاط ، این امکان را می دهد که ایران نیز اسکله ای مطابق با استانداردهای روز دنیا برای پذیرش کشتی های فوق سنگین در آن احداث کند.
با احداث این بندرگاه عظیم در قشم ، کشتی های حامل کالاها (به ایران – از ایران) به جای رفتن به بنادر دورتر جنوب خلیج فارس ، در قشم پهلو می گیرند.
به گزارش عصرایران ، این مساله باعث می شود پولی که اماراتی ها از بابت پذیرش کشتی ها و انبارداری و دیگر امور از ایرانی ها می گیرند ، از پروسه تجارت خارجی ایران حذف شود به گونه ای که برخی برآوردها حتی از صرفه جویی 30 درصدی در هزینه ورود کالا به ایران خبر می دهند ؛ معنای دیگر این سخن ارزان تر شدن قیمت کالاها در بازار ایران است.

به علاوه کشتی های گذری نیز ترجیح خواهند داد به جای رفتن به سواحل دور دست امارات ، در همان وسط دریا و در جزیره قشم ، سوخت گیری کنند و خدمات بندری دریافت نمایند.

بدیهی است که هیچ کدام از این اتفاقات نمی تواند برای اماراتی ها خوشایند باشد ،به ویژه آن که به یاد بیاوریم بخش عمده ای از فعالیت های بندری این کشور کوچک ، مستقیم یا غیر مستقیم به ایران مربوط است.

اما احداث بندرگاه در قشم ، فقط نیمی از راه حل است و نیم دیگر ، به همین پل خلیج فارس مربوط می شود.
فراموش نکنیم که قشم یک جزیره است و اگر به سرزمین اصلی وصل نشود ، همه کالاهای تخلیه شده در آن ، ناگزیر باید بر کشتی های کوچک تر بار و به بنادر جنوب ایران منتقل شود.
اما پل خلیج فارس ، که دارای مسیر رفت و برگشت قطار نیز خواهد بود ، این امکان را فراهم می آورد که محموله های تخلیه شده در قشم ، به سرعت وارد ناوگان حمل و نقل جاده ای و ریلی ایران قرار بگیرد و با سرعت فراوان به مقصد نهایی در اقصی نقاط کشور برسد و متقابلاً محصولات صادراتی ایران نیز با سرعت و سهولت به ترمینال دریایی صادرات می رسد.

گفته می شود با راه اندازی این پل ، سرعت انتقال کالا به ایران و از ایران ، تا 40 درصد بهبود می یابد.

از اینها گذشته ، چون احداث بندر در قشم نیاز به سرمایه گذاری کلان دارد ، کمتر سرمایه گذاری حاضر می شود بدون وجود پل ، در اسکله سرمایه گذاری کند زیرا این پل است که بندرگاه را رونق و سرعت می بخشد و با گردش سرمایه ، بازگشت سرمایه و سود را تضمین می کند.

از دهه 50 تا امروز

در سال 1351 دولت وقت تصمیم گرفت نخستین بندر آزاد تجاری ایران در جزیره قشم ایجاد شود. در اولین گام ، تصمیم گرفته شد با ایجاد یک پل سنگی از ناحیه ” لافت” که در میانه شمالی جزیره است و تا ساحل مقابل 2 کیلومتر فاصله دارد،ارتباط زمینی بین قشم و سواحل جنوبی ایران برقرار شده و جزیره قشم به یک مرکز بزرگ توریستی و تجاری بزرگ در دهانه خلیج فارس و تنگه هرمز مبدل شود.

در روز پنجم فروردین سال 1354 ، استاندار وقت استان هرمزگان اعلام کرد:” جزیره قشم ، که بزرگترین جزیره خلیج فارس است ، به صورت بندر آزاد در می آید و با نصب یک پل ، ارتباط زمینی با آن برقرار می شود.” (سایت منطقه آزاد قشم)

با این حال ، چنین اتفاقی رخ نداد و با وقوع انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی ، این پروژه به تأخیر افتاد .
در سال 1369 که جنگ به تازگی تمام شده بود ، قشم منطقه آزاد تجاری و صنعتی اعلام شد و آرام آرام رو به توسعه گذاشت و در همان اوائل کار ، بار دیگر زمزمه طرح احداث پل مطرح شد اما در حد حرف ماند.

برخی منابع معتقدند که در تاخیر این پروژه ، نباید نقش لابی اماراتی ها را نادیده گرفت که با اعمال نفوذ خود از طریق برخی افراد که منافع شان در رونق اقتصادی امارات است ، سعی در توقف یا تعلیق احداث این پل را دارند.

این بار چه می شود؟

این پل ، در واقع “دروازه نوین تجاری ایران” خواهد بود ، مشروط بر این که با ساخت و توسعه اسکله پذیرش کشتی های 250 هزار تنی و بالاتر همراه باشد چرا که در واقع پل و اسکله مکمل یکدیگرند.

اما پرسش اساسی این است که این بار چه می شود؟ آیا این پروژه 600 میلیون یورویی ، با قاطعیت و صلابت پیش می رود یا آن که به نفع اماراتی ها ، پرونده احداث ان ، همچنان خاک خواهد خورد؟

گفته می شود محمود احمدی نژاد ، شخصاً بر احداث این پل تأکید دارد ؛ اگر این عزم واقعی باشد و محقق شود ، از احداث پل خلیج فارس می توان به عنوان یکی از بزرگ ترین خدمات دولت دهم به تاریخ ایران یاد کرد.
منتظر سال 1392 می مانیم ، سالی که وعده داده اند پل خلیج فارس در میان شادی ایرانیان افتتاح شود.