تکرار تاریخ ! یا تاریخ تکراری(۲):

عالیجناب رفسنجانی: استاد اعظم لژ فراماسونری…

Rafsanjani
فقط عناوین عوض شد. آدمها همانهایند.
اگر نگاهی به تاریخ معاصر ایران داشته باشیم همواره میتوانیم نقش برجسته فروغی را در تمامی ماجراهای عصر پهلوی ببینیم. همانطور که میدانیم یکی از بنیان گذاران سلسله پهلوی جناب فروغی بود که بحق میتوان از ایشان به عنوان رکن اصلی سلسله شاهنشاهی پهلوی نام برد.
ایشان همواره در کنار رضا شاه و یکی از تاثیرگذاران وقایع آن روزها بود. هم در داخل کشور در میان سیاسیون و مردم عام نفوذ و محبوبیت داشت و هم در خارج از کشور به عنوان سیاستمدار کارکشته مورد احترام بود.
در تاریخ آمده است اختلاف نظر های نامبرده با رضا شاه و دشمنی اطرافیان با نفوذ شاه با فروغی باعث شد که مدتی فروغی به حاشیه رانده شود و از مقامات دولتی عزل شود حتی این اختلاف و دشمنی به حدی پیش برود که باعث کشته شدن داماد فروغی بدست دکتر احمدی و خودکشی دختر وی شود. در ادامه میبینیم که بعد از مدتی دوباره شاه در مضیقه قرار میگیرد و بعد از مواجه شدن با مشکلات عدیده دست به دامان لژ میشود و دوباره با التماس از استاد اعظم خواهش میکند که زمام امور را در دست بگیرد و وی را از مشکلات رهایی بخشد.

به روشنی میتوانیم نقشی که آن روزها فروغی در سیاست روز ایران بازی میکرد را به رفسنجانی این زمان تعمیم دهیم. رفسنجانی یکی از بزرگترین حامیان انتخاب خامنه ای بعنوان رهبر نظام اسلامی بود که بعد از مدتی بدلیل دشمنی اطرافیان خامنه ای از سیاست کنار گذاشته میشود. تا حدی که حتی این روزها اجازه ندارد نماز جمه را اقامه کند. هرچند که در میان سیاسیون و مردم عام و آیات اعظام نفوذی خاص دارد ولی بدلیل وقایع روز نمیتواند از این قدرت استفاده کند. باید منتظر بمانیم تا پروژه حذف هاشمی از کلیه مقامات کامل شود و وی برای مدتی به طور کامل از سیاست کنار گذاشته شود. همانطور که فروغی دوباره به سیاست برگردانده شد٬ لژ هیچگاه اجازه نخواهد داد که استاد اعظم برای همیشه از نظام دور شود و روزی را خواهیم دید که وی با قدرت بیشتر و اختیارات تام دوباره به حکومت برخواهد گشت.

برای اطلاع بیشتر شما عزیزان گزیده ای از زندگی محمد علی فروغی را از ویکی پدیا برایتان اینجا کپی میکنم:

Foroghi

فروغي که در اواخر دوران قاجاريه به لقب ” ذکاءالملک ” شهرت داشت، اولين و آخرين رئيس الوزراي رضا شاه و اولين نخست وزير محمد رضا شاه است؛ که هم در جريان انتقال سلطنت از قاجاريه به پهلوي و هم در جريان انتقال سلطنت از رضا شاه به پسرش نقش مهمي ايفا کرد. محمد علي فروغي فرزند يکي از ادبا و شعراي دوران سلطنت ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه به نام محمد حسين ملقب به ذکاءالملک بود که در اشعار خود ” فروغي ” تخلص مي کرد. محمد علي در سال 1254 هجري شمسي متولد شد و تحت سرپرستي پدرش که در آن زمان در وزارت انطباعات ناصرالدين شاه شغل مترجمي داشت، نخست زبانهاي فارسي و عربي و فرانسه و سپس علوم رياضي و طبيعي را فرا گرفت و در دوازده سالگي وارد مدرسهً دارالفنون شد.

محمد علي ابتدا به خواست پدر به تحصيل در رشته پزشکي و داروسازي پرداخت، ولي چون علاقه و استعداد لازم براي ادامه تحصيل در اين رشته را نداشت از پدر خواست که با تغيير رشته تحصيلي او به ادبيات و فلسفه موافقت نمايد. محمد علي در اين رشته به سرعت پيشرفت کرد و با اهتمام در فراگرفتن هر دو زبان فرانسه و انگليسي، به مطالعه و ترجمه آثار ادبي و فلسفي و تاريخ از هر دو زبان پرداخت.

فروغي در بيست سالگي در وزارت انطباعات به شغل مترجمي استخدام شد و همزمان با کار در وزارت انطباعات در مدرسه علميه که حاج مخبرالسلطنه مديريت آن را به عهده داشت به شغل معلمي پرداخت. فروغي کار معلمي را با تدريس علم فيزيک آغاز کرد و بعد از مدتي تدريس در مدرسه علميه، در مدرسه دارالفنون به تدريس تاريخ پرداخت.

پدر فروغي، محمد حسين ذکاءالملک در سال 1275 دست به انتشار يک روزنامه هفتگي به نام “تربيت” زد و پسرش هم در اين روزنامه به کار ترجمه و نگارش مقالات فلسفي و سرگذشتهاي تاريخي مشغول شد. چند سال بعد هنگام تاسيس مدرسه علوم سياسي در سال 1278 ذکاءالملک به تدريس ادبيات فارسي در اين مدرسه پرداخت و پسرش محمد علي نيز دست به کار ترجمه کتابهائي براي تدريس در اين مدرسه زد. اولين کتابهايي که به ترجمه محمد علي فروغي به چاپ رسيد، دو کتاب معروف “ثروت ملل” و “تاريخ ملل مشرق زمين” بود که فروغي در سنين بين 25 و 26 سالگي آنها را ترجمه کرده بود. در سال 1281 هجري شمسي ذکاءالملک به رياست مدرسه علوم سياسي انتخاب شد و پسرش را براي معاونت مدرسه و استادي تاريخ برگزيد.

بعد از صدور فرمان مشروطيت و تشکيل اولين مجلس شوراي ملي، صنيع الدوله رئيس مجلس، محمد علي فروغي را به رياست دبيرخانه مجلس انتخاب کرد و فروغي علاوه بر سرپرسيت امور اداري و مالي مجلس، نظامنامه داخلي مجلس را نيز با استفاده از نظامنامه هاي مجالس اروپايي تنظيم و تحرير نمود. فروغي در عين حال به معلمي مدرسه سياسي و ترجمه مقالاتي براي روزنامه پدرش هم ادامه مي داد. محمد حسين ذکاالملک در سال 1286 درگذشت و محمد علي شاه قاجار لقب ذکاءالملک را به پسرش تفويض نمود. محمد علي ذکاءالملک رياست مدرسه علوم سياسي را هم از پدر به ارث برد و از خدمت در مجلس کناره گيري نمود.

محمد علي ذکاءالملک در انتخابات دوره دوم مجلس شوراي ملي که بعد از خلع محمد علي شاه از سلطنت انجام گرفت از تهران به نمايندگي مجلس انتخاب شد و در سال 1289 در سن 35 سالگي به جاي مستشارالدوله صادق به رياست مجلس انتخاب گرديد. ترقي سريع ذکاءالملک و انتخاب او را به رياست مجلسي که اکثريت قريب به اتفاق وکلاي آن مسن تر از او بودند، به عضويت او در تشکيلات فراماسونري و ارتباط وي با رجال معروف آن زمان که در اولين لژ فراماسونري در ايران عضويت داشتند نسبت دادند.

جوانترين رئيس مجلس شوراي ملي، در سياست آن روز ايران هم نقش بسيار مهمي ايفا نمود و انتخاب ناصرالملک به عنوان نايت السلطنه بيشتر نتيجه تلاش و کوشش او بود. محمد علي ذکاءالملک ضمن تصدي رياست مجلس، معلمي احمد شاه را هم به عهده گرفت و ناصرالملک نايب السلطنه احمد شاه اداره امور دربار را هم عملاً به عهده او گذاشته بود.

در دوران فترت بين مجلس دوم و مجلس سوم ذکاءالملک در کابينه صمصام السلطنه بختياري نخست به وزارت ماليه و سپس به وزارت عدليه منصوب شد و در دوران تصدي وزارت عدليه قانون اصول محاکمات حقوقي را به موقع اجرا گذاشت. در انتخابات دوره سوم مجلس شوراي ملي ذکاءالملک مجدداً از تهران به نمايندگي مجلس انتخاب شد و کار وزارت عدليه را رها کرد، ولي بعد از مدتي با قبول رياست ديوان عالي تميز از وکالت مجلس استعفا داد و در کابينه هاي مستوفي الممالک و ميرزا حسن خان مشير الدوله مجدداً تصدي وزارت عدليه را به عهده گرفت. ذکاءالملک مدتي نيز رياست ديوان عالي کشور را به عهده داشت تا اين که در سال 1298 هجري شمسي برابر با 1919 ميلادي همراه مشاورالممالک انصاري وزير خارجه وقت براي شرکت در کنفرانس صلح ورساي به پاريس رفت.

مسافرت مشاورالملک انصاري و هيئت همراه او به پاريس، مصادف با حکومت وثوق الدوله و امضاي قرارداد 1919 بين ايران و انگليس بود، که ايران را عملا به صورت تحت الحمايه انگليس درآورد. انگليسيها در کار هيئت اعزامي ايران به کنفرانس صلح کارشکني مي کردند و دولت وثوق الدوله هم هيئت را به حال خود گذاشته بود.

فروغي بعد از کودتاي سوم اسفند 1299 به تهران بازگشت و در سال 1301 در کابينه مستوفي الممالک به وزارت خارجه منصوب شد و براي نخستين بار در جلسات هيئت دولت با رضا خان که وزير جنگ کابينه بود آشنا گرديد. چند ماه بعد از تشکيل کابينه مستوفي الممالک، مدرس دولت را استيضاح کرد، و موضوع استيضاح او هم سياست خارجي دولت بود که فروغي مي بايست پاسخگوي آن باشد. فروغي پاسخ مفصل و مستدلي به استيضاح مدرس داد، ولي مستوفي الممالک که در پي بهانه اي براي کناره گيري از کار بود، بعد از سخنان فروغي نطق کوتاهي ايراد نمود و بدون اينکه منتظر راي اعتماد و يا عدم اعتماد مجلس به دولت خود باشد استعفا داد. بعد از استعفاي مستوفي الممالک ميرزا حسن خان مشيرالدوله مامور تشکيل کابينه شد و فروغي را به سمت وزير ماليه به مجلس معروف نمود. در کابينه مشير الدوله، مصدق السلطنه به جاي فروغي به وزارت خارجه تعيين شده بود. کابينه مشير الدوله بيش از چهار ماه دوام نياورد و در اولين کابينه رضا خان که متعافب استعفاي مشيرالدوله تشکيل شد، فروغي مجدداً وزير خارجه شد.

فروغي در کابينه اول و دوم رضا خان وزير خارجه و در کابينه سوم و چهارم او وزير ماليه بود و در اين مدت توانست بيش از همکاران ديگر رضا خان اعتماد و اطمينان او را به خود جلب نمايد، بطوري که بعد از تصويب طرح خلع قاجاريه در مجلس و انتصاب رضا خان به رياست حکومت موقت تا تشکيل مجلس موسسان، رضا خان که ديگر براي خود مقامي بالاتر از رئيس الوزرا قائل بود، فروغي را به عنوان را به عنوان کفيل نخست وزيري تعيين کرد و بعد از انتقال سلطنت از قاجاريه به خانواده پهلوي در آذرماه سال 1304 او را بعنوان اولين نخست وزير دوران سلطنت خود برگزيد.

کمتر از دوماه بعد از انجام مراسم تاجگذاري، رضا شاه به دلايلي که روشن نيست به فروغي تکليف استعفا کرد و مستوفي الممالک را به جاي او به نخست وزيري برگزيد. در اين تغيير و تحول به احتمال زياد تيمورتاش وزير دربار و محرم اسرار رضا شاه که فروغي را خار راه و مانع پيشرفت مقاصد خود مي دانست، نقش اصلي را به عهده داشت. البته مستوفي الممالک هم کسي نبود که زير بار مقاصد و تحميلات تيمورتاش برود، ولي تيمورتاش که از خصوصيات اخلاقي و زود رنجي مستوفي الممالک به خوبي آگاهي داشت، مي دانست که دوران زمامداري او مدت زيادي به طول نخواهد انجاميد و سرانجام اختيار امور به دست خود او خواهد افتاد.

فروغي در مدت قريب به يکسال نخست وزيري مستوفي الممالک وزير جنگ کابينه او بود تا اينکه بعد از استعفاي مستوفي و انتخاب حاج مخبرالسلطنه هدايت به نخست وزيري از مقام وزارت جنگ مستعفي شد و با سمت سفير کبير ايران به ترکيه رفت. فروغي در جريان همين ماموريت به رياست هيئت نمايندگي ايران در جامعه ملل برگزيده شد و يک دوره به رياست اين جامعه انتخاب گرديد.

فروغي بعد از بازگشت به ايران در فروردين ماه سال 1309 در کابينه مخبرالسلطنه تصدي وزارتخانه جديدي را به نام اقتصاد ملي به عهده گرفت و در ارديبهشت ماه همين سال به وزارت جارجه منصوب شد. با تعيين تقي زاده به عنوان وزير ماليه در مرداد ماه 1309، فروغي و تقي زاده که دوست و محرم يکديگر بودند؛ عملا اختيار دولت را به دست خود گرفتند و از اين تاريخ به بعد از قدرت تيمورتاش وزير دربار رضا شاه، کاسته شد.

بعد از برکناري تيمورتاش، رضا شاه به مخبرالسلطنه هدايت که بيش از شش سال در مسند نخست وزيري باقي مانده بود تکليف استعفا کرد و فروغي را مامور تشکيل کابينه کرد.

از مهمترين وقايع دوره دوم نخست وزيري فروغي مرگ تيمورتاش در زندان، بازداشت وزير جنگ کابينه او به دستور رضا شاه و واقعه مسجد گوهرشاد در مشهد است، که ماجراي اخير به مغضوب شدن فروغي و برکناري وي از مقام نخست وزيري انجاميد. جعفرقلي اسعد( سردار اسعد بختياري ) وزير جنگ کابينه فروغي دو ماه بعد از معرفي کابينه او، روز بيست و ششم آبان 1312 هنگامي که در معيت رضا شاه به شمال رفته بود به دستور شاه بازداشت شد. به دنبال بازداشت سردار اسعد، عده اي از سران بختياري و قشقائي و بويراحمدي نيز دستگير و به اتهام توطئه عليه سلطنت در دادگاه نظامي محاکمه شدند. پنج تن از بازداشت شدگان به محکوم به اعدام و روز دهم فروردين 1313 در محوطه زندان قصر اعدام گرديدند. ( اعدام شدگان عبارت بودند از محمد رضا خان بختيار ” سردار فاتح پدر شاپور بختيار آخرين نخست وزير شاه”، محمد جواد اسفندياري ” سردار اقبال پسر اسفنديار خان بختياري، پدر بزرگ ملکه ثريا “، عليمرادخان چهارلنگ، آقا گودرز بختياري و مرادجان بوير احمدي ). سردار اسعد بختياري نيز در همين روز در زندان درگذشت و گفته شد که با تزريق سم کشته شد.

رضا شاه بعد از برکناري فروغي، وزير کشور کابينه او، محمود جم را به نخست وزيري برگزيد و دو هفته بعد محمد ولي اسدي در يک دادگاه نظامي محاکمه و محکوم به اعدام گرديد. حکم اعدام در مورد محمد ولي اسد بلافاصله به موقع اجرا گذاشته شد و فرزندان او، علي اکبر اسدي ( داماد فروغي ) و سلمان اسدي نيز متعاقبا دستگير و زنداني شدند.

از اين تاريخ تا شهريور 1320، يعني قريب به شش سال فروغي منزوي و خانه نشين بود و در تمام اين مدت رضا شاه حتي يک بار هم سراغي از او نگرفت. اما از نظر خود فروغي اين دوران پر بارترين دوران زندگي او به شمار مي آيد، زيرا طي اين سالهاي انزوا و گوشه گيري بود که آثاري چون ” سير حکمت در اروپا ” و ” حکمت سقراط ” و ” آئين سخنوري ” را پديد آورد و به تحقيق در آثار بزرگان ادب فارسي و تصحيح و نشر نسخات صحيح آنها از جمله گلستان و بوستان سعدي، و مقابله و تصحيح شاهنامه فردوسي و خمسه نظامي پرداخت.

در شهريور 1320، هنگامي که ايران از شمال و جنوب مورد تهاجم نيروهاي روس و انگليس قرار گرفت، رضا شاه يکبار ديگر به ياد فروغي افتاد و براي نجات خود از مخمصه اي که در آن گرفتار شده بود به وي متوسل گرديد. نصرالله انتظام رئيس تشريفات دربار در آن زمان، که عصر روز پنجم شهريور ماه 1320 شخصا براي آوردن به سعد آباد به دنبال او رفته بود، در خاطرات خود از نخستين برخورد رضا شاه و فروغي بعد از گذشت قريب به شش سال مينويسد که فروغي بدون اينکه عذر و بهانه اي براي قبول مسئوليت در آن موقع خطير بياورد تکليف نخست وزيري را پذيرفت و در پاسخ رضا شاه گفت ” اگر چه پير و عليل هستم ولي از خدمت دريغ ندارم”. رضا شاه برخلاف معمول که وزيران را خود تعيين مي کرد به فروغي گفت که در انتخاب وزراي کابينه خود آزاد است. انتظام در دنباله خاطرات خود مي نويسد ” فروغي عرض مي کند که چون همه خدمتگزارند فعلا حاجت به تغييري نيست. شاه مي گويد پس سهيلي وزير خارجه شود و عامري به وزارت کشور برود”.

بعد از خلع رضا شاه از سلطنت و انتقال آن به محمد رضا شاه وليعهد او، مهمترين اقدام کابينه جديد فروغي امضاي پيمان سه جانبه بين ايران و انگلستان و شوروي بود، که ضمن آن دولتين انگليس و شوروي در ازاء همکاري هاي ايران با متفقين در زمان جنگ، استقلال و تماميت ارضي ايران را تضمين نموده و متعهد شده بودند شش ماه بعد از خاتمه جنگ نيروهاي خود را از ايران خارج نمايند.

فروغي پس از قريب به يکماه ترديد و دودلي سرانجام تصميم گرفت که کابينه خود را ترميم کند و با تغيير چند وزير رضايت اکثريت نمايندگان را جلب نمايد، ولي بعد از معرفي وزيران جديد به مجلس فقط 66 نفر از 112 نماينده حاضر در مجلس به دولت او راي اعتماد دادند، و فروغي با اعلام اين مطلب که با چنين اکثريت ضعيفي نمي تواند به کار ادامه دهد، از مقام نخست وزيري استعفا داد.

فروغي بعد از کناره گيري از مقام نخست وزيري، به اصرار محمد رضا شاه که به راهنمائي و مشاورت او احتياج داشت، وزارت دربار را پذيرفت و تا زمان مرگ خود اين سمت را در اختيار داشت. فروغي در اوايل وزارت دربار خود هم در تعيين خط مشي سياسي مملکت نقش عمده اي داشت و سهيلي نخست وزير وقت در تمام مسائل مهم به سياست داخلي و خارجي کشور با او مشورت مي کرد، ولي با سقوط کابينه سهيلي در مردادماه 1321 و انتخاب قوام السلطنه به مقام نخست وزيري از نفوذ او کاسته شد.

بر اثر بدگويي و سعايت مستقيم و غير مستقيم از فروغي بوسيله دشمنان و بدخواهان او، از علاقه و اعتماد محمد رضا شاه نسبت به او کاسته شد.

فروغي که خود از تحريکات قرام السلطنه و مطالبي که عليه او در جرايد منتشر مي شد متالم بود پيشنهاد سفارت واشنگتن را پذيرفت، ولي پيش از اين که اين امر تحقق يابد در بستر بيماري افتاد و روز پنجم آذر ماه 1321 در سن 67 سالگي در گذشت.